السيد محمد حسين الطهراني

96

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

مثلا خورشيد نور است ؛ چون خودش ظاهر است ؛ و اشيائى را نيز به إشراق و درخشش خود ظاهر مىكند . خورشيد نيازى به ظاهركننده و آشكار نماينده‌اى ندارد ؛ تا او را روشن كنند ، و با آن قابل پيدائى و ظهور و جلوه گردد . خورشيد خودش روشن است ؛ و جلوه و نور و إشراق دارد . هرجا برود ؛ نور و إشراق را با خود مىبرد . و با آن نور و إشراق ، موجوداتى كه در شعاع تابش آن واقع مىشود ، نور مىدهد ؛ و روشن مىكند . أمّا غير خورشيد ؛ چون ماه ، و ستارگان ، و زمين ، و موجودات واقع در روى زمين ، همچون زمين‌هاى بيابان ، و كوهها ، و اقيانوس‌ها ، با محتوياتشان ، همه و همه ظلمانى و تاريك مىباشند . و اگر مليونها سال هم بگذرد ؛ و نور خورشيد بدانها نرسد ؛ در ظلمت و تاريكى محض فرورفته ؛ و أبدا جلوه و ظهورى ندارند . إنسان در پرتو نور ، همه چيز را مىبيند ؛ و هيچ موجودى براى وى پنهان نيست . و براى ديدن نور ، احتياج به نشان‌دهندهء اين نور را ندارد . خود نور معرّف اوست . بر خلاف ظلمت كه أوّلا ذات آن إبهام و جهل است ؛ و علاوه موجودى در تحت افق تاريكى و در أثر ظلمت ديده نمىگردد . قرآن نور است ، به معناى آنكه أوّلا خود او معرّف اوست . هيچ كتابى و هيچ گوينده‌اى غير از ذات قرآن نمىتواند آن را آن‌طور كه شايد و واقعيّت دارد معرفى كند . چون تمام كتب و جميع گويندگان از افق فكر و ادراك خود مىخواهند قرآن را معرّفى كنند ، و فكر و إدراك آنان ، نسبت به علوم قرآن كوتاه است ؛ مگر آنكه بمقام طهارت مطلقه برسند ؛ و از دريچهء قرآن ، و از نقطهء نزول آن به قرآن بنگرند كه لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ . « 1 » قرآن را كسى مسّ نمىكند مگر پاكيزه‌شدگان . ) اين مقام اختصاص به أولياء مقرّبين درگاه خداوند دارد و بس . از اينها

--> ( 1 ) آيهء 79 ، از سورهء 56 : واقعه